خرید بک لینک
چای را با تو بنوشم، دلِ خون را چه کنم؟ بوسه بر من بزنی، بخت نگون را چه کنم؟ شعر را با تو بخوانم، سرِ سودایی چه؟ با تو همرقص شوم، بعد.. سکون را چه کنم؟ منِ تنهای دلآشوبِ به خاک افتاده دل زیبای توی آینهگون را چه کنم؟؟ گیرم آغوش گشایی و برم گردانی غمِ بالا زده تا مرز جنون را چه کنم؟ شب به شب مست شوم از تو ولی صبح به صبح سرِ سنگینِ پر از 《چیست و چون》 را چه کنم؟ آه.. اگر غرق شوم در تو - که دریای منی - آتشِ سر زده از سینه برون را چه کنم؟ # کاش بر حالِ دلم نیک

برچسب: نویسنده: آتنا پورعلی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

صفحه بندی